X
تبلیغات
رویا چت همینه که هست...
به وبلاگ رویایی رویا چت خوش آمدید.

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی ام تیر 1389ساعت 14:18  توسط رضا  | 

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی ام تیر 1389ساعت 14:17  توسط رضا  | 

سلام خوبید؟ من که حالم اساسی گرفته دیگه شرم دارم اسم رویا چت را به زبانم بیاورم من فکر میکردم شریکم مرده سالمییه ولی سخت در اشتباه بودم این اخرین پست این وبلاگ خواهد بود به  خاطره شاراکت اون ............ با من که دیگه حتی اسمشو نمیارم ولی به شما دوستان همیشه سر میزنم بای.
+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم بهمن 1387ساعت 16:42  توسط رضا  | 

 

x1mz5v.gif

من تو را به کسی هدیه می دهم که از من عاشق تر باشد

و از من برای تو مهربان تر....

من تو را به کسی هدیه می دهم که صدای تو را از دور٬

در خشم٬ در مهربانی٬ در دلتنگی٬ در خستگی٬

در هزار همهمه دنیا٬ یکه و تنها بشناسد...

من تو را به کسی هدیه می دهم که راز معصومیت گل یاس

و تمام سخاوت های عاشقانه این دل معصوم دریایی را بداند

و ترنم دلپذیر هر آهنگ٬ هر نجوای کوچک٬

برایش یک خاطره باشد.

او باید از نگاه سبز و پرمهر تو تشخیص بدهد که امروز هوای دل تو

آفتابی است٬ یا آن دلی که من برایش می میرم

سرد و بارانی است...

ای بهانه زنده بودنم...

من تو را به کسی هدیه می دهم که

قلبش بعد از هزار بار دیدن تو٬ باز هم به دیوانگی و بی پروایی اولین نگاه من بتپد...

همان طور عاشق٬ همان طور مبهوت و مبهم....

تو را با دنیایی از حسرت به او خواهم بخشید...

ولی آیا او از من عاشق تر و از من برای تو مهربان تر است؟

آیا او بیشتر از من برای تو گریسته است؟؟؟

 نه... هرگز...

ولی...

 تو در عین ناباوری...

او را برگزیدی...

می دانم...

 من دیر رسیدم...

خیلی دیر... خیلی...

یک بار دیگر بگذار بی ادعا اقرار کنم:

که هر روز دلم برایت تنگ می شود...

روزهایی که تو را نمی بینم به آرزوهای خفته ام

می اندیشم...

به فاصله بین من و تو...

هر روز به خود می گویم:

 کاش شیشه عمر غرورم

را شکسته بودم...

کاش به تو می گفتم که عاشقانه دوستت دارم... تا ابد....

  68914.gif

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم دی 1387ساعت 17:55  توسط رضا  | 

 

          تو ز دیار من آمدی

          سکوت جانم به هم زدی

         شیشه غم به تلنگری زدی شکست

         چو نغمه ای بیش و کم زدی

         به دل ریشم تو چنگ زدی

        روشنی چشمای تو به دل نشست

 

 

 

 

کاش قلبم درد پنهانی نداشت

سینه ام هرگز پریشانی نداشت

کاش میشد راه سخت عشق را بی خطر پیمود و قربانی

نداشت..............

 

 

همه ي ما وارثيم وارث عذاب عشق

سهم اونکس بيشتره که ميشه خراب عشق

سوختـــــن و فـرياد زدن اينــه رمـــز و راز عشق

وقت از خود مردنه لحظه ي آغاز عشق

 

 

وقتي احساس نا تواني در دوست داشتن مي كنی

وقتي احساس بي لياقتي مي كنی

وقتي احساس نا پاكي مي كنی

وقتي احساس مي كني كسي نمي تونه درد ها تو ليتيام ببخشه

به ياد داشته باش دوست من

خدا مي تونه...............

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم دی 1387ساعت 17:49  توسط رضا  | 

من
+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم دی 1387ساعت 14:41  توسط رضا  | 

با سر انگشتان احساس تو را می نویسم و  تو را می خواهم که باشی

جان من شدی و اگر یک روز تو را حس نکنم دل به یغما رفته ام در بیداد زمانه تو

را می خواند و تو مست از بازیهای  دوران دل تنگی هایت مرا به خود خواهی خواند

هرچند دیر زمانی است دعوت تو را اجابت کرده ام و به نیکی می دانم که چه بر سر احساسم

آمده............... ای فسونگر لحظه های آشنایی اما باز هم دوستانه و از صمیم چشمانت تو را به دور

دست ها می  خوانم و می خواهم که ببرم

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم دی 1387ساعت 13:6  توسط رضا  | 

سلام وقت بخیر وشادی قشنگم

گلی جونم دلم خیلی گرفته  خیلی زیاد

کاش کنارم بودی تا از دلتنگیم کم میشد کاش بودی تا باهات از دلم میگفتم

کاش بودی تا دستاتو میذاشتم روی سینه م  تا تپش قلبم رو احساس کنی

کاش بودی کاش بودی کاش بودی

عزیزم امروز بعد از اینکه صدای قشنگت رو بعد از یک انتظار طولانی شنیدم  واقعا خوشحال شدم

اما دل تنگیمو کم نکرد که دل تنگ تر هم شدم

تازه از سر کار اومدم یک راست اومدم پیش سفیدک اومدم تا احساست کنم مثل لحظه هایی که

کنارمی...... دوست دارم و از سر مهر آروم آروم لباتو می بوسم

...........................به امید دیدار ای دوست

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم دی 1387ساعت 13:6  توسط رضا  | 

سلام قشنگم تا چند دقیقه دیگه باید برم دانشگاه اما از وقتی که از کنارم رفتی دلم سرد واست گرفته

دلتنگت هستم یاد دیروز این وقت که می افتم بد تر دلم واست تنگ می شه

عزیزم کاش بودی واز نزدیک می دیدمت ودستای نازت رو توی دستام می گرفتم وبه آرامش می رسیدم

بد جوری دلم هواتو کرده

کاش زنگ میزدی کاش یه پیام میدادی

آخه دلم تنگه چکار کنم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

                          دوست دارم

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم دی 1387ساعت 13:5  توسط رضا  | 

سلام خانمی

عزیزم خسته نباشی

رسیدن بخیر امیدوارم از امروزت راضی باشی

نازنین مهربونم داشتم درس می خوندم یه مرتبه حسی داشتم که بهت بگم  دوست دارم

اما نمی شد آخه نبودی تازه باید دستتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتور و رعایت می کردم

اینجا بود که ارزشمندی سفیدکو متوجه شدم

    حالا با احساسی که توی دلم واست داره خودشو واست به در ودیوار قلبم میزنه وهی تو رو بهونه

میکنه بهت میگم

                                          خیلییییییییییییییییی دوست دارم

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم دی 1387ساعت 13:5  توسط رضا  |